ايرج افشار

94

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

شش ماه « 1 » به رنگ معادن سبعه برآمد . حكيم طبيعت به اكسير اعتدال خريفى اوراق اشجار را به اندك تصرّفى شمس و قمر « 2 » ساخت . آب كه از تاب حرارت چون ماء حلال اهل صنعت آتش كردار بود از لطف تدبير و يمن تطوير هوا سبيكهء سيم گشت . شعر گرنه صرّاف خزان كيسه فشان رفت به « 3 » باغ * چون چمنها ز ذهابش همه يك سر ذهب است [ a 8 ] اين همان سكنه و صحراست كه گويى ز سموم * تربت آن خزف و رستنى « 4 » آن حطب است اينك از سعى دخان « 5 » بين و ز تأثير بخار * تا درين هر دو كنون چند رسوم عجب است روزن اين همه پر ذرّهء زرين زره « 6 » است * عرصهء آن همه پر عيبهء « 7 » سيمين سلب است عقل در تأمل بود كه چون درين موسم كه مزاج زمان ميل به برودت نموده از ممرّ « 8 » چه سبب علامات يرقان بر اعضاء اشجار ظاهر شده . باز ملاحظه نمود كه به حسب قانون طبّى معظم اسباب يرقان راجع به انسداد مجارى است و اقوى موجبات انسداد برودت . خرد تفكّر مىنمود كه چون زعفران بالخاصية « 9 » خنده آورد از چه رو زردى اوراق موجب گريهء ابر شده . باز متذكر شد كه كيفيّات طبيعى چون مفرط آيد به جانب ضدّ گرايد و ميل به طرف خلاف نمايد . در چنين موسم كه سلطان اقليم چهارم فلك از بلاد شمال به عزم قشلاق ميل به جانب جنوب نمود و عاملان قواى ناميه « 10 » را از تصرّف در الكاء طبيعت منع

--> ( 1 ) . الف : ندارد ( 2 ) . ج ، ط : شمسى و قمرى ( 3 ) . ط : ز ( 4 ) . ط : اين ( 5 ) . ج ، ط : خيز و از سعى دخان ( 6 ) . الف : زر ( 7 ) . ج ، ط : پشهء ( 8 ) . ب ، ج : ندارد ( 9 ) . ط : نجاصيت ( 10 ) . ج : نوميه